صادرات گاز؛ ابزاري سياسي يا كسب درآمد براي كشور

وزارت نفت در سال­‌هاي اخير، تلاش‌هاي زيادي را براي ورود به بازار گاز کشورهاي مختلف نظير ترکيه، ارمنستان، آذربايجان، هند، امارات عربي متحده، چين و اروپا به ‌عمل آورده و تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهاي مختلفي را امضا نموده و يا در حال چانه‌زني براي ورود به بازار اين مناطق مي‌باشد. گرچه از نظر اکثر کارشناسان، "صادرات گاز" پس از "تبديلات گازي"، "تزريق به مخازن نفتي" و "مصرف داخل" اهميت مي‌يابد، اما در حال حاضر، اين استراتژي در رأس ساير استراتژي­ها قرار گرفته است. ميزان صادرات گاز در سال 1380 معادل 358/. ميليارد متر مكعب و در سال 1384 معادل 735/4 ميليارد متر مكعب بوده است. در حال حاضر اين سؤال مطرح است كه با وجود مسائلي نظير افزايش روزافزون مصرف داخل، قطع گاز مناطق زيادي از كشور و قطع صدور گاز به ترکيه در زمستان، عقب ماندن طرح­هاي توليد گاز و تبديلات گازي، و ضرورت تزريق گاز به مخازن نفتي به منظور جلوگيري از کاهش توليد نفت در کشور، آيا تلاش براي اين ميزان افزايش صادرات گاز منطقي است؟ آيا راهي براي تامين بيشتر منافع ملي از قِبَل گاز طبيعي براي كشور وجود ندارد؟ و آيا وزارت نفت و مديران صنعت گاز با مطالعه كليه فرصت­هاي پيش­روي كشور جهت بهره­برداري از گاز طبيعي به انتخاب­هاي هوشمندانه دست زده­اند؟

آنچه مسلم است، ارزش افزوده واقعي، در کسب دانش فني و بومي‌سازي تکنولوژي است. سوال اينجاست، چرا وزارت نفت به جاي تلاش براي سرعت بخشيدن به فروش منابع گاز، به تدوين برنامه‌اي کارآمد جهت ارتقاي قابليت‌هاي انساني و تخصصي و تکنولوژيک در صنعت نوپاي گاز نمي‌پردازد؟