- آينده گاز؛ گذشته نفت

حال بايد پرسيد سهم ايران از اين گزينه­هاي موجود، چيست؟

آيا گاز نيز به سرنوشت نفت دچار خواهد شد؟ سرنوشتي كه به گفته وزير نفت دولت قبل، شاهد يكصد سال خام فروشيِ صرف بوده‌ايم و هيچ تلاشي براي بهره­برداري حداكثري از ارزش افزوده نفت نداشته­ايم.

اگر نيم­نگاهي به تصميمات و برنامه­ريزي­ها در اين سال‌ها بيانداريم، درمي‌يابيم كه قافله گاز نيز به همان سويي مي­رود كه نفت رفته است. تصميم­گيري­هاي فاقد دورانديشي لازم، كه گاز، اين مزيت اصلي كشور را ابزاري براي رفع معضلات كوتاه مدت كشور ساخته و آن را با بهانه تحكيم امنيت ملي و توسعه مراودات سياسي، براي دوره‌هاي بلندمدت، نظير قراردادهاي 25 ساله، به كشورهاي مختلف جهان به صورت خام با كمترين قيمت ممكن صادر مي­كند، يا آن را به بهانه عدالت‌گرايي و بدون كوچكترين ديد تخصصي (مديريت انتقال، توزيع و مصرف انرژي و بدون صرفه اقتصادي) به دورترين روستاها رسانده تا با مصرف بي­رويه، شدت مصرف انرژي كشور را تا چند برابر ميانگين جهاني رقم زده، و يا به بهانه رفع بحران بنزين، در كم‌ارزش‌ترين شكل موجود (CNG) به سوخت خودروها اختصاص ­دهد.[1]

اين كم­توجهي، نه تنها موجب از دست رفتن فرصت‌هاي پيش روي دولت در امر بهره­گيري از منابع گازي، كسب حداكثر ارزش افزوده، ايجاد اشتغال پايدار و توسعه صنعتي بر مبناي مهم‌ترين مزيت نسبي كشور شده است، بلكه گريبان­گير سرمايه‌گذاران بخش خصوصي نيز گرديده است. سرمايه­گذاراني كه با درايت و هوشمندي، آينده انرژي و صنايع تبديلي جهان را از آنِ تبديلات گازي ديده‌اند و سرمايه‌هاي خود را به اين سمت سوق داده‌اند. سرمايه­گذاران موفقي كه سرمايه، تكنولوژي، مجوز، زمين و هرآنچه كه لازمه توليد است را فراهم نموده‌اند، اما تنها، يا بدليل عدم ارائه خوراك از سوي وزارت نفت سرگردان بوده (گاز طبيعي كه در زمان صادرات منابعش بيكران است، در مورد مصارف با ارزشي چون تبديلات گازي و تزريق به مخازن نفت، كمياب مي­باشد) و يا همواره در نگراني قطعي گاز خود در چهار ماه پاياني سال به سر مي برند. 

اين در حالي‌ است كه با نگاهي به برنامه‌هاي توسعه صنعت نفت و گاز كشور‌هاي مختلف جهان، از صنعتي­ترين آنها نظير آمريكا و نروژ گرفته تا كشورهاي بهره­بردار، همچون عربستان و نيجريه، مي­توان مشاهده نمود كه اين كشورها از منابع خود در نهايت دقت، در قالب برنامه‌هاي از پيش تعيين شده و بر مبناي مطالعات كارشناسي بهره­برداري مي‌نمايند.

كشورهايي همچون نروژ كه در كمتر از سه دهه، با تبديل مزيت نسبي منابع نفت و گاز خود به مزيت رقابتي و استفاده حداكثري از ارزش افزوده اين منابع، علاوه بر رشد علمي و تكنولوژيك، از كشوري كه اقتصاد آن بر پايه صيادي و ماهيگيري بنا شده بود، به يكي از ثروت­مندترين و توسعه يافته­ترين كشورهاي اروپا  تبديل شده و هم اكنون به عنوان يكي از مهمترين كشورهاي سرمايه­گذار در پروژه­هاي بزرگ نفت و گاز در ديگر كشورها و نيز صادر كننده تكنولوژي­هاي پيشرفته در صنعت نفت و گاز، مطرح است. اسناد توسعه صنعت گاز اين كشور كه به راحتي قابل دسترسي مي­باشد، گواهي بر اين مدعا است.

اين در حالي است كه با توجه به نوپا بودن صنعت گاز در جهان و فاصله كم كشور در اين حوزه از ديگر كشورها، مي­توان اميدوار بود كه در صورت برنامه­ريزي صحيح و استراتژيك و سياست­گذاري اصولي، امكان اجتناب از تجربه تلخ نفت و استفاده از حداكثر ارزش افزوده گاز براي كشور ما نيز فراهم آيد.