GTL در ايران

از ديدگاه فني، فناوري GTL کاملا شناخته شده و اثبات شده است و در عين حال، صاحبان فناوري آن نيز از کشورهاي مختلف جهان مي باشند، به طوري که انحصار هيچ يک از فناوري هاي مورد نياز اين صنعت، يعني فرآيند توليد گاز سنتز، فرآيند فيشر- تروپش و فرآيندهاي پالايشي نهايي، در اختيار يک کشور و يا يک کمپاني نبوده و از لحاظ امکان استفاده از اين فناوري، محدوديتي براي ايران وجود ندارد. همانطور که پيشتر بدان اشاره شد، سودآوري پروژه هاي GTL نيز تحت تأثير عوامل متعددي قرار دارد که عمده ترين آنها، هزينة سرمايه گذاري، قيمت گاز و قيمت نفت است. اظهار نظر در مورد اينکه پروژه هاي GTL اقتصادي هستند و يا خير، بستگي به رويکرد کشور ميزبان دارد. در صورت بهره مندي از گاز ارزان (حداکثر 50 سنت در هر ميليون Btu)، معافيت مالياتي و ظرفيت بالاي توليد به منظور بهره مندي از مزاياي مقياس توليد، مي توان پروژه هاي GTL را به عنوان گزينه اي سود آور در استفاده از ذخاير عظيم گازي کشور دانست. علاوه بر اين در فرآيند GTL به ازاي توليد هر بشکه از فرآورده هاي مورد نظر، حدود يک بشکه آب به عنوان فرآورده جانبي[1] توليد مي شود که تميز و قابل استفاده بوده و اين امر در مناطق جنوبي ايران، همچون عسلويه،  که با مشکل کمبود آب مواجه هستند، از اهميت زيادي برخوردار است.

وجود مخازن عظيم گازي يکي از عوامل اساسي در اقتصادي بودن يک طرح GTL است. براي مثال ميزان گاز مورد نياز براي يک واحد توليدي GTL به ظرفيت 70 هزار بشکه در روز و به مدت 25 سال حدود 5/5 تريليون فوت مکعب است. منطقه ويژه اقتصادي پارس جنوبي در بندر عسلويه و ميدان هاي، نار و کنگان در نزديکي پارس جنوبي، يکي از مناسب ترين مراکز براي ساخت واحد توليدي GTL است]1[ .